تبليغاتX
< ایران باستان
انتقال وبلاگ
fazel-online.blogfa.com


ادرس جدید ما ای جا همه چیز در همه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


|+|نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1390 ساعت 14:9 توسط فاضل بريزي | 
نامه عمربن خطاب به یزدگردسوم


اصل این نامه در موزه لندن نگهداری میشود ...


از: عمربن الخطاب خلیفه المسلمین
به : یزدگرد سوم شاهنشاه پارس
یزدگرد!
من آینده خوبی برای تو و ملتت نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا قبول کرده و بیعت نمایی..
زمانی سرزمین تو بر نیمی از جهان شناخته شده حکومت میکرد لیکن اکنون چگونه افول کرده است؟
ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و ملت تو محکوم به فناست. من راهی برای نجات به تو پیشنهاد می کنم…
شروع کن به عبادت خدای یگانه ، یک خدای واحد ، تنها خدایی که خالق همه چیز در جهان است..
ما پیغام او را برای تو و جهان می آوریم ، او که خدای حقیقی است…
آتش پرستی را متوقف کن ، به ملتت فرمان ده آتش پرستی را که کذب می باشد متوقف کنند و به ما بپیوندند برای پیوستن به حقیقت.
الله خدای حقیقی را بپرستید ،
خالق جهان را.
الله را پرستش نمایید و اسلام را بعنوان راه رستگاری خود قبول کنید…
اکنون به راههای شرک و پرستش کذب پایان داده و اسلام را بعنوان ناجی خود قبول کنید.
با اجرای این تو تنها راه بقای خود و صلح برای پارسیان را پیدا خواهی نمود.
اگر تو بدانی چه چیزی برای پارسیان بهتر است ، تو این راه را انتخاب خواهی کرد.
بیعت تنها راه می باشد.
الله اکبر
محل امضای
خلیفه المسلمین
عمربن الخطاب
***********************************************
پاسخ یزدگرد سوم به عمر بن خطاب
از: شاهنشاه ، شاه پارس و غیره ، شاه کشورها ، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها ، شاه پارسها و دیگر نژادها و نیز تازیان ، شاهنشاه پارس ، یزدگرد سوم ساسانی.
به: عمربن الخطاب ، خلیفه تازی
به نام اهورا مزدا ،
آفریننده جان و خرد.
تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را بسوی خداوندت الله اکبر هدایت کنی ،
بدون دانستن این حقیقت که ما که هستیم و ما چه را پرستش می نماییم!
شگفت انگیز است که تو در جایگاه خلیفه تازیان تکیه زده ای!
با اینکه خردت به مانند یک ولگرد پست تازی است ،
ولگردی در بیابان تازیان ،
و مانند یک مرد قبیله ای بادیه نشین!
مردک!
تو به من پیشنهاد می کنی که یک ایزد یگانه و یکتا را پرستش نمایم بدون اینکه بدانی هزاران سال است که پارسها ایزد یکتا را پرستش نموده اند و پنج نوبت در روز او را عبادت می نمایند!
سالهاست که در این سرزمین فرهنگ و هنر ، این راه عادی زندگی بوده است.
زمانیکه ما سنت میهمان نوازی و کردارهای نیک را در گیتی پایه گذاری نموده و پرچم ‘ پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک ‘ را برافراشتیم ، تو و نیاکانت بیابان گردی می کردید ،
سوسمار می خوردید زیرا که چیز دیگری برای تغذیه خود نداشتید و دختران بیگناه خود را زنده بگور می نمودید!
مردم تازی هیچگونه ارزشی برای آفریدگان خود قایل نیستند!
شما فرزندان خدا را گردن می زنید ،
حتی اسیران جنگی را ،
به زنان تجاوز می کنید ،
دختران خود را زنده بگور می نمایید ،
به کاروانها یورش می برید ،
قتل عام می کنید ،
زنان مردم را دزدیده و اموال آنها را به یغما می برید!
قلب شما از سنگ ساخته شده ،
ما تمام این اعمال اهریمنی را که شما مرتکب می شوید محکوم می کنیم.
چگونه شما می توانید به ما راه خدایی را تعلیم داده در حالیکه این گونه اعمال را مرتکب می شوید؟
تو به من می گویی پرستش آتش را متوقف کنم!
ما ، پارسها عشق آفریدگار و نیروی او را در روشنی آفتاب و گرمای آتش مشاهده می نماییم.
روشنی و گرمای آفتاب و آتش ما را قادر می سازد تا نور حقیقت را مشاهده نموده و قلبهایمان را به آفریدگار و به یکدیگر شعله ور نماییم.
به ما کمک می کند تا به یکدیگر مهر بورزیم ،
ما را روشن نموده و قادر می سازد تا شعله مزدا را در قلبهایمان زنده نگهداریم.
خداوندگار ما اهورا مزداست و عجیب است که شما مردم نیز او را تازه کشف کرده و او را بنام الله اکبر نامگذاری نمودید.
اما ما مثل شما نیستیم ، ما با شما در یک رده نیستیم.
ما به نوع بشر کمک می کینم ،
ما عشق را در میان بشریت می گسترانیم ،
ما نیکی را در زمین می گسترانیم ،
هزاران سال است که ما در حال گسترش فرهنگ خود بوده اما در راستای احترام به فرهنگهای دیگر گیتی ،
درحالیکه شما بنام الله سرزمین های دیگر را مورد تاخت و تاز قرار می دهید
شما مردم را قتل عام می کنید ،
قحط وقلا می آورید ،
ترس و فقر برای دیگران ،
شما به نام الله اهریمن می آفرینید.
چه کسی مسئول این همه بدبختی است؟
آیا این الله است که به شما فرمان می دهد تا بکشید ،
غارت نمایید و تخریب کنید!؟
آیا این شما رهروان الله هستید که بنام او این اعمال را انجام میدهید؟
یا هردو؟
شما از گرمای بیابان ها و سرزمینهای سوخته بی حاصل و بدون منابع برخاسته ،
شما می خواهید از طریق لشگر کشی و زور شمشیرهایتان به مردم درس عشق به خدا دهید ،
شما وحشیان بیابانی هستید ،
در حالیکه می خواهید به مردم شهر نشین مانند ما که هزاران سال است در شهرها زندگی می کنند درس عشق به خدا بدهید!
ما هزاران سال فرهنگ در پشت سر داریم ، که به راستی یک ابزار نیرومند می باشد! به ما بگویید؟
با تمام لشگر کشی هایتان ، توحش ، کشتار و قحط و قلا بنام الله اکبر ، شما به این ارتش اسلامی چه آموخته اید؟
شما چه چیز به مسلمانان آموخته اید که بر آن ابرام می ورزید تا آنرا به دیگر ملل غیر مسلمان نیز بیاموزید؟
شما چه فرهنگی از این الله خود آموخته اید ، که حالا می خواهید به زور آنرا به دیگران تعلیم دهید؟
افسوس آه افسوس… که امروز ارتش های پارسی از ارتش شما شکست خورده اند. اکنون مردم ما می باید همان خدا را پرستش نماییند ،
همان پنج نوبت در روز را ،
اما با زور شمشیر و او را به عربی عبادت نمایند ..
پیشنهاد می نمایم تو و دار و دسته راهزنت بساط خود را جمع کرده و به بیابانهای خود به جایی که در آن زندگی می کردید برگردید.
آنها را به جایی برگردان که در آن عادت به سوختن در گرمای آفتاب را دارند ، زندگانی قبیله ای ،
خوردن سوسمار و نوشیدن شیر شتر ،
من اجازه نخواهم داد که تو دار و دسته راهزنت را در سرزمین های حاصلخیر ،
شهرهای متمدن و ملت شکوهمند ما آزاد گذاری. این ‘جانوران قسی القلب ‘ را ،
برای قتل عام مردم ما ، دزدیدن زنان و فرزندان ما ،
تجاوز به زنان ما و فرستادن دخترانمان به مکه بعنوان اسیر ،
آزاد مگذار!
به آنها اجازه نده تا بنام الله مرتکب اینگونه اعمال شوند ، به رفتار جنایتکارانه خود پایان ده.
آریایی ها بخشنده ، گرم ، میهمان نواز و مردمی نجیب بوده و هرجایی که رفته اند آنها بذر دوستی خود را گسترانده اند ، عشق و خرد و حقیقت.
بنابراین ، آنها نباید تو و مردمت را برای رفتار جنایتکارانه و راهزنی مجازات نمایند.
من از تو درخواست می کنم که با الله اکبر خودت در بیابانهایت بمان و به شهرهای متمدن ما نزدیک مشو زیرا که اعتقادات تو ‘ خیلی مهیب ‘ و رفتارت ‘ بسیار وحشیانه ‘ می باشد.
محل امضای یزدگرد سوم

شاهنشاه یزدگرد سوم ساسانی 





|+|نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390 ساعت 14:28 توسط فاضل بريزي | 
کوروش بزرگ

                                            درجهان فرمان کوروش اولين منشوربود............. سربه تعظيمش فراتربابل واشوربود

سينه اسپارت راتاقلبقلب يونان چاک داد...... پشت بخت النصرراسابيدهوبرخاک کرد

ماازاسلاف همان خونيم ازهمان ريشه ايم ........پاسدارنام نيک پارس تاهمشه ايم


|+|نوشته شده در سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ساعت 17:1 توسط فاضل بريزي | 
عکس های قلعه رودخان

ادامــه مــطــلــب
|+|نوشته شده در سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ساعت 16:50 توسط فاضل بريزي | 
عکس های جالب




ادامــه مــطــلــب
|+|نوشته شده در سه شنبه هفتم تیر 1390 ساعت 15:30 توسط فاضل بريزي | 
شعر کثیف
شعر کثیف
از این گوز کراک چرم تفته: هنوز هم هیچ کس شعری نگفته ,
به مدح گوز من شعری سرودم
نگو که این چه شعریاست گرچه ریدم
نمیدانی کراک بعد ناشتی
بود بهتر زصدها لیوان چای
بلی دست در دماغ کردن نکو نیست
ولی بهتر ز صدها نمره 20
بلند شو بچه جان کمتر بکن گوز
که مرده از خجالت بابات امروز
تو ریدی تو خودت او شرمسار است
عجب تو بی شعوری بچه امروز
بشو دیوس که بوی گوز کشتم
تو ریدی تو خودت بو شاش
کشتم.


|+|نوشته شده در سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 ساعت 17:19 توسط فاضل بريزي | 
نوشته های پشت کامیون
گاز دادن نشد مردی / عشق آن است که برگردی!

**********************************************

یه بار پریدی موتوری ، دوبار پریدی موتوری ، آخر می افتی موتوری!

**********************************************

سرپایینی نوکرتم / سربالایی شرمندتم ( ژیان )

**********************************************

اتوبوس من غصه نخور منم یه روز بزرگ میشم! ( ژیان )

**********************************************

اگر از عشقت نکنم گریه و زاری / به جهنم که مرا دوست نداری!



**********************************************

اگر خواهی بمیری بی بهانه / بخور ماست و خیار و هندوانه!

**********************************************

التماس 2A

**********************************************

ای بلبل اگر نالی من باتو هم آوازم / تو عشق گل داری ، من عشق گل اندامی!

**********************************************

ای روزگار باما شدی ناسازگار.

**********************************************

بپر بالا گیر نمیاد!

**********************************************

بخور و بخواب کارمه / الله نگهدارمه.

**********************************************

به مادرت رحم کن کوچولو!

**********************************************

تا جام اجل نکردم نوش / هرگز نکنم تورا فراموش.

**********************************************

تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی / تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان.

**********************************************

تاکسی نارنجی ، از من نرنجی!

**********************************************

جون من داداش یه خورده یواش!

**********************************************

داداش مرگ من یواش / امان از دست گلگیرساز و نقاش.

**********************************************

در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای / سرپیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای؟

**********************************************

دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی / دل ندادم که به من ساندویچ و دلمه بدهی!

**********************************************

دلبری دارم چومار عینکی / خوشگل و زیبا ولی کم پولکی!

**********************************************

دنبالم نیا آواره میشی!

**********************************************

دینا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ / ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!

**********************************************

دودوتا هفت تا کی به کیه!

**********************************************

حالا که خرتوخره ماهم پیرایدم ( ژیان )

**********************************************

رخش بی قرار!

**********************************************

زندگی بدون عشق مثل ساندویچ بدون نوشابه است.

**********************************************

Zoor nazan farsi neveshtam!

**********************************************

ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود / ز شهر و خانه ام آواره بنمود!

**********************************************

شب و روز رانندگی کار من است / از خطر باکی ندارم چون خدا یار من است.

**********************************************

عشق میکروبی است که از راه چشم وارد می شود و قلب را عاشق می کند.

**********************************************

قربان وجودی که وجودم ز وجودش به وجود آمده است!

**********************************************

گدایان بهر روزی طفل خود را کور می خواهند / طبیبان جملگی خلق را رنجور می خواهند.

**********************************************

گلگیرم ولی گل نمیگیرم!

**********************************************

نوکرتم ننه!

**********************************************



این هم چند تا جمله قصار پشت کامیونی!



آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!

**********************************************

کوه از بالانشینی رتبه ای پیدا نکرد / جاده از افتادگی از کوه بالا می رود!

**********************************************

رفیق بی کلک مادر.

**********************************************

جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی / چرا باید شود طفلی ، ز روز امتحان غافل!

**********************************************


|+|نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1390 ساعت 14:38 توسط فاضل بريزي | 
رانندگی زنان

رانندگی زنان


– اگر یک خانم مشغول رانندگی باشد و ناگهان متوجه شود که ترمز خودرو اش بریده و نمی گیرد چکار می کند؟


الف ) قبل از اینکه هیچ حادثه ای روی دهد او پشت فرمان سکته کرده و راهی دیار باقی می شود.

ب ) سعی می کند یک ایستگاه اتوبوس پیدا کند و با زدن خودرو اش به مردم داخل ایستگاه آن را نگه دارد.

ج ) در همان حال با همسرش تماس می گیرد و از او کمک می خواهد.

د ) سفره ابولفضل نذر می کند که زنده بماند.


2 – هنگامی که یک خانم راهنمای سمت چپ خودرواش را می زند ، این به چه معناست؟!

الف ) یعنی می خواهد به سمت راست برود.

ب ) یعنی می خواهد شیشه سمت چپ خودرواش را پایین بیاورد.

ج ) یعنی می خواهد پشت فرمان موبایلش را درآورده و با همسرش تماس بگیرد.

د ) یعنی می خواسته برف پاک کن را بزند.

3 – اگر یک خانم در حین رانندگی بخواهد از بین دو خودروی در حال حرکت عبور کند چکار می کند؟!

الف ) بعد از از بیخ کندن آیینه بغل جفت خودروها از بینشان عبور می کند.

ب ) اول به خودروی سمت راست می کوبد بعد به خودروی سمت چپ سپس با همسرش تماس می گیرد.

ج ) ابتدا جوری به خودروی سمت راست می زند که او منحرف شود و به خودروی سمت چپ برخورد کند سپس از روی دو خودرو عبور میکند.

د ) یک بوق می زند و راننده دو خودرو تا متوجه می شوند او خانم است سریعا به او راه می دهند که برود.


4 – زمانیکه یک خانم در پشت فرمان خودرو نشسته و خودرواش با سرعتی بیش از 20 کیلومتر در حرکت است این به چه معناست؟

الف ) یعنی پاشنه کفشش روی پدال گازگیر کرده

ب ) یعنی با همسرش تماس گرفته و فهمیده که او با یک خانم ناشناس در محل کارش مشغول صحبت است.

ج ) یعنی یادش آمده که بچه اش را داخل ماشین لباسشویی جاگذاشته .

د ) یعنی پشت فرمان خوابش برده.


5 – معمولا یک خانم راننده وقتی خودرواش پنچر می شود چکار میکند؟

الف ) ابتدا سعی می کند با پوف آن را باد کند و سپس با چسب زخم محل سوراخ را بپوشاند.

ب ) تا اولین آپاراتی با پنچری راه می رود تا پدر لاستیک و تیوپ و رینگ دربیاید.

ج ) به آتش نشانی زنگ می زند.

د ) ماشین را وسط خیابان رها می کند و با همسرش تماس می گیرد.


6 – خانم های راننده به کدام قسمت خودرو بیش از بقیه علاقه مند می باشند؟!

الف ) آینه ها ، چون اگر در هنگام رانندگی کوچکترین خدشه ای در میکاپ آن ها بوجود آید آن ها را آگاه می کند.

ب ) پخش سی دی ، چون آهنگ های ملایم آن استرس آن ها را در هنگام رانندگی کاهش می دهد.

ج ) برف پاک کن ، چون خودش شیشه را تمیز می کند و نیازی نیست که برای تمیز کردن شیشه هم با همسرش تماس بگیرد.

د ) داشبورد ، چون رژ لب ، پنکیک ، موچین ، ریمل ، کرم سفیدکننده ، مداد چشم ، بیگودی و کلی چیزهای دیگر داخل آن جا می شود.


7 – هنگامی که یک خانم راننده از داخل آینه مشاهده کند که یک آمبولانس در پشت سرش در حرکت است چکار می کند؟!

الف ) هول می شود و پایش را می گذارد روی ترمز و آمبولانس هم از عقب به شدت با خودرو او برخورد می کند.

ب ) جیغ می کشد و کنترل خودرو از دستش خارج شده و بعد از برخورد با خودروهای دیگر به داخل جوی آب می افتد و بعد با همسرش تماس می گیرد.

ج ) خودرو خودش و آمبولانس را وسط خیابان متوقف می کند تا بتواند بیمار داخل آمبولانس را ویزیت کند و یکسری دارو گیاهی و دار و دوای خانگی برایش تجویز کند.

د ) در حال حرکت فرمان را ول می کند و برای بهبودی بیمار داخل آمبولانس دست به دعا برمی دارد.


8 – اگر یک خانم راننده بخواهد خودرو اش را بین دو خودروی پارک شده پارک نماید ( پارک دوبل ) چکار می کند؟

الف ) پس از شکستن چراغ عقب خودروی جلویی و چراغ جلوی خودروی عقبی بوسیله سپر ماشینش ، با همسرش تماس می گیرد.

ب ) آنقدر منتظر می ماند تا راننده یکی از دو خودرو بیاید و ماشینش را بردارد.

ج ) به مخترع ماشین فحش می دهد که چرا ماشین را طوری اختراع نکرده که از بغل هم راه برود تا بشود با آن بین دو خودرو به راحتی پارک کرد.

د ) از یک عابر مذکر می خواهد که خودرو را برایش پارک کند.


9 – اولین اقدامی که یک خانم راننده بعد از تصادف انجام میدهد چیست؟

الف ) جیغ کشیده و بیهوش می شود.

ب ) با شوهرش تماس می گیرد.

ج ) می گوید : " آخ ببخشید می خواستم ترمز بگیرم اشتباهی گاز دادم"

د ) اول به خاطر سالم ماندنش یک دیگ شله زرد نذر می کند بعد هم عهد می کند که دیگر پشت رل نشیند


10 – شما بعنوان یک مرد اگر خانمتان گواهینامه رانندگی اش را بگیرد و بخواهد که با خودروی شما رانندگی کند چکار می کنید؟

الف ) وقتی که او سوار خودرو می شود گوشی موبایلتان را خاموش می کنید.

ب ) کلا برای همیشه گوشی موبایلتان را خاموش میکنید .

ج ) اصلا گوشی و سیم کارتتان را با هم می برید و می فروشید.

د ) گوشی و سیم کارت و خودروتان را یکجا می فروشید و بعد هم خانمتان را طلاق می دهید.

|+|نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1390 ساعت 14:22 توسط فاضل بريزي | 
اوقاته فراغت دختران
 وختی ابتدایی بیدیم منو موشتی اه دوسام تی مدرسه کنار کشک لیمو.... میفروختیم ولی وختی تابسون میشد ما نمی تونسیم مث پسرا امرار معاش کنیم  پفک بفروشیم یا شانسی .با  بازیای مث بالا بلندو . عاروسک بازی . خاله خالو بزنو بگروزو .چیش پیشو  خودمون رو سرگرم میکردیم . پسینه پن شنبدا خوده رفیقامو میرفتیم سر قبرسونی برای تغذیی سالم  هرچه میوه ری قبرابید چپو میکردیم.  میوه اه گوربید همش یا خیازه بید یا سیب زمینی اوپز  یا مشتی خرکه سوز  حالا باکلاس شده شیرینی میارن. وختی یه کمی گت تر شدیم اه ما تی جمع ادمای گوت قبول میکردن مایم دل به دریا  میزدیمو  با یه پنجی اه دوسامو  همیشه عصر دو شنبدا با پن شنبدا  تی ده میگشتیم دمباله عیش  بعد میرفتیم سیل عاروس   بعضی وختای دیه که بارونه خمینه میزد میرفتیم سیل کشی بنی   او موقا  اقد امکانات نبید کولر اه گوربید تا زیرش بخوابیم  همیشه ظهرا  تی حوضای ملت ولو بیدیم بری ملا یاشنو کردن تی حوضه جلبکی یه طوری شنو میکردیم که بچه شهریا تی استخر نمی تونسن  



                                          کوچیک شما بی بی ناز 


|+|نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1390 ساعت 12:43 توسط فاضل بريزي | 
کولر گازی
  مرحب چغلا  چی میگه دلتون هواش معتدله با گرما چه طورین  شرمنده که این پست یه کم دیر شد     


             تازه کولر گازی مد شده بید همه نداشتن وفقط یه مشتی اه ادمای پول دار داشتن  که اویم بعضی محلا بر قش نمی کشید     

  جعفر نمی اه کجا یه کولر گازی خورده بید تی پستش کوله کرده بید اورده بید خونه  حالا بگو مشکل کجاش بید   

    مشکل اینجو بید که کسی بلد نید نسبش کنه  یه غلامی بید  او موقا با ارمچر اسیو درس میکرد  البت اویش  رفتن اوردنش  شروع کرد اه نسب کردن 

  

وختی نسب کرد  یه باد داغی میزد  شه گوفتن ای خو  بخاریه  گو اله گورشین دیگه اگه من مهندسم درسه  گفتد خو مهندس چرا ای باد داغ میزنه گو  خو لامصب ای گازش  یه ده دقی میشه تا حرکت کنه   خلاصه اینا تی تیر ما یه نیم ساعتی زیر باد داغ نشسن  دیدن خبری نیس   جعفر درشد گو عامو خفه شدیم  وختی امد لردی دید  هرچی خر تی محله هس  هرچی مرخ تی کو چه هس  هرچی سگ. هرچی ادم تی کوچه هس  امد زیر کلر گازی خابیده نگو اینا کلر گازیو وارونه نسب کرده بیدن  جعفر هم نامردی نکرد یواشی اه رفیقاش در کرد در ری غلام قولف کرد   گو ها ایتو خوبه عجب باد خنکی میزنه حال کن مهندس


|+|نوشته شده در دوشنبه نهم خرداد 1390 ساعت 21:3 توسط فاضل بريزي | 
اوقات فراغت پسران
  ديم خرداد تموم شد وفصله گرم توسون شروشد  يادش بخير او موقا  وختي ابتاي بيديم  بعد دادن اخرين امتحان  وختي كه بر ميگشتيم به خونه شروع ميكرديم به پاره كردنه كتابامون  تيپاي ميكرديم زير  كتاب تي پيش خدا ميرفتو برميگشت  تازه زوزه كلا سه پنجميا بيشتر بيد وختي ميكشيدن زيرش اه خدا يم رد ميزد ميفتيد يا تي فداي عاي قولي يا فداي معصود   بعد يه چن روزي كه مي فه مديم قبول شدي گورشتي ميرفتيم پيش بوامون ميگفتيم ما قبول شديم  حالا نوبته تونه بزن تي كينش يه 700 تومني بدبيا  . وختي پولو اه بوا ميگرفتيم ميرفتيم شانسي يا پفك يا اگه گير نمي مد  يخمك ميشديم  با شانسي .شانس بجا  امتحان ميكرديم  ولي خدا سانس خودم بزنه هميشه يا پوچ بيد يا چاپ  بيخيال  يه عده يه ديگي اه بچا يه گاري ورميدشتن  ميرفتن چنگه ميسدن به جاش نمك ميدادن  كه هنوز كه هنوزه  چنگه خود نمك پسوند اسمشونه  حالا وختي پفك ميسديم چه ميشد مشتري خوتي گور بيد همش  خودمو ميخورديم  يهدما يه رو ابرامو  يخمك هشته بيد تي يخچال كوت شده بيد  من با چاقو داشتم ته مونداش جم ميكردم بوامو ديد پرپوتم كرد  ميگو مخاي كوتش كني عينه گاز يخچالو در بيا 


    


 يادم ميا چه عالمي داشت   تاير بازي   ايقد اهع خودمون ميپلكنديم تي گل  


ادامــه مــطــلــب
|+|نوشته شده در جمعه سی ام اردیبهشت 1390 ساعت 19:0 توسط فاضل بريزي | 
سر چه ملا نشدم
واللا نمي دونم اه كجاش بگم اه كجاش نگم   



كمكم كله جر شده بيديم وميتونسيم بريم همري گله گاه گداري يم ميرفتيم ري مخ.خونه عيالواري بيديم وض خوبي هم نداشتيم بامو ميرفت همري گله  تازه اويم چيپون مردم بيد   ننهمون اصب تاپسين تي خونه گير ميكرد كاراي خونه ميكرد همي مردم مث مابيدن مايم مث همي مردم 


ادامــه مــطــلــب
|+|نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390 ساعت 12:55 توسط فاضل بريزي | 
شعر هاي طنز باحال

گذاشته روي ميز من يه پوشه


که اسم عش
قهاي بنده توشه

زري پري سکينه زهره سارا

وجيحه و مليحه و ثريا

نگين و نازي و شهين و نسرين

مهين و مهري و پرندو پروين

چهارده فرشته و سه اختر

دو ليلي وسه اشرف و دو آذر

سفيد و سبزه گندمي و ذاغي

بولند و قهوه اي و پر کلاغي

هزار خانمند توي اين ليست

با عده اي که اسمشون يادم نيست 

ادمش برو تي ادامش بخون

ادامــه مــطــلــب
|+|نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390 ساعت 9:30 توسط فاضل بريزي | 
رزم رستم وجومونگ
کنون رزم جومونگ و رستم شنو

دگر ها شنیدستی این هم شنو:


به رستم چنین گفت جومونگ پاک

ندارم ز امثال تو هیچ باک

که گر گنده ای من ز تو برترم

اگر تو یلی من ز تو یلترم


رستم قاطی کر د و گفت :


منم مرد مردان ایران زمین

ز مادر نزادست چون من چنین

تو ای جوجه با این قد و هیکلت

برو تا نخورده است گرز بر سرت


جومونگ چشماشو اونطوری کرد (گشاد کرد)و گفت:


تو را هیچ کس بین ایرانیان

نمی داندت چیست نام و نشان

ولی نام جومونگ و سوسانو را

همه میشناسند در هر مکان


تو جز گنده بودن به چی دلخوشی

بیا عکس من را به پوستر ببین

ببین تی وی ات را که من سوژشم

ببین حال میدن در جراید به من

منم سانگ ایل گوکه نامدار

ز من گنده تر نامده در جهان

تو در پیش من مور هم نیستی

کانال 3 ببین کور که نیستی

ببین سبز پوشان و زندان و بند

نیامد به اخبار هرگز چو من

منم تیتر اخبار ایران زمین

مهمتر ز من در نیابی ؛ همین


رستم عصبانی شد و بهش گفت کوتوله

جومونگ جواب داد:


کوتوله تر از من به تو حاکم است

ببین اینهمه مردم زیر دست

بیا هان جوابی به من گو همی

(نشاید که نامش نهند آدمی (اینو رستم گفت))

همان دم که رستم به خشم آمدش

زن کوچکی* از کنارش گذشت

زنی کو به چادر سیه در برش

زنی هاله نور اندر سرش

به رستم رسید و ندادش محل

به جومونگ برخورد پریدش بغل

بزد بوسه و مارچ* بر پای او

گرفت چند تا امضا گرفت حال او ( منظور از او رستمه)


چو رستم بدید صحنه ای اینچنین

دودستی بزد بر سرش خورد زمین

|+|نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1390 ساعت 20:46 توسط فاضل بريزي | 
شروع به كار دباره

به نام خداوند جان خرد


سلام دباره گرم من به تمامي رفقاي قديمي و جديدي خودم 


من دباره امودم تا وبلاگ طنز زرين دشت راش بندازم وخنده را دباره بر لب شما بيارم 


اين چند روزي كه من نبودن دل خيلي براي شما ها دوستاني كه به من سر ميزديد تنگ شده بود


من امدم با مطالبي جديد تر و خنده دار تر و شرين تر راستي خواهش مي كنم مثل قديما دباره به وبلاگ ما سر بزنيد


مخلص شما فاضل بريزي 




|+|نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390 ساعت 22:53 توسط فاضل بريزي | 
آخرین نوشته ها
انتقال وبلاگ
نامه عمربن خطاب به یزدگردسوم
کوروش بزرگ
عکس های قلعه رودخان
عکس های جالب
شعر کثیف
نوشته های پشت کامیون
رانندگی زنان
اوقاته فراغت دختران
کولر گازی
آرشيو وبلاگ
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
 فال حافظ - فروشگاه اینترنتی - قالب وبلاگ